خرید بک لینک

سری که سر به فراز است تیغ کی بُرّد

ولیک با قلم حرص و آز می بُرّند

سر بريدن...

بریدن سر با پنبه را شنیدستی؟

سران، سر از همه با این فراز می بُرّند

به تیغ تیز فقط مانده نام رسوایی

گلوی هر که به این برگ و ساز می بُرّند

به تیغ نوک قلم های پرده ی دل

سر خدا هم اگر شد نیاز می بُرّند

مگر گلوی حسینی به جز گلوی خداست

چه شد که اهل عراق و حجاز می بُرّند ؟

شاهکاری از استاد قدرت چوپانی(مشعل)

برچسب: نویسنده: پندار حکیمی تاريخ: يکشنبه 11 مرداد 1405 ساعت: 23:34

صفحه بندی