خرید بک لینک

یاورم که هستی کاش باورم تو باشیّ و

ساقی و می و جام و ساغرم تو باشیّ و

يا مولا يا علي ابن موسي الرضا

اف بر این زبان ایکاش تا که زنده ام هر جا

حرف اول و حرف آخرم تو باشیّ و

چاره ساز مشکل ها نام تو بود، زین پس

آنکه نام او هر دم می برم تو باشیّ و

صحن تو شد از این رو آیینه در آیینه

تا که در حرم هر جا بنگرم تو باشیّ و

یک شب دگر ایکاش در میان مهمان ها

با من و دو فرزندم در حرم تو باشیّ و

گم شوم شبی جانا در حریم تو بینم

آنکه می کشد دستش بر سرم تو باشیّ و

گفته ای که خواهر را این چنین که خواهرجان

افتخار من این است خواهرم تو باشیّ و

یاورم تو باشیّ و از تمامی دل ها

واکنم گره ها را همچو مادرم زهرا

شعر:اکبر پورآقا

برچسب: نویسنده: پندار حکیمی تاريخ: يکشنبه 11 مرداد 1405 ساعت: 23:34

صفحه بندی