خرید بک لینک

سری که سر به فراز است تیغ کی بُرّد

ولیک با قلم حرص و آز می بُرّند

سر بريدن...

بریدن سر با پنبه را شنیدستی؟

سران، سر از همه با این فراز می بُرّند

به تیغ تیز فقط مانده نام رسوایی

گلوی هر که به این برگ و ساز می بُرّند

به تیغ نوک قلم های پرده ی دل

سر خدا هم اگر شد نیاز می بُرّند

مگر گلوی حسینی به جز گلوی خداست

چه شد که اهل عراق و حجاز می بُرّند ؟

شاهکاری از استاد قدرت چوپانی(مشعل)

برچسب: نویسنده: پندار حکیمی تاريخ: يکشنبه 11 مرداد 1405 ساعت: 23:34

آمان دیلدن...آمان یارب بو دنیاده اورکلر یاندیران دلدن یانان دلدن، سینان دیلدن آمان ، هم سیندیران دلدن آمان خلقی ویروب سانجان ایلانلار تک یامان سوزننیامان دلدن یالان دلدن ایمانین اوتلادان دلدن ایلان ویرسا اگر توخدار یاراسی تز چیخار یاددانولیکن توختاماز طعنیله هر قلبی یانان دیلدنمحبت جمع ایدن تنها بو دنیاده بو خوش دیلدیتلاش ایله محبت قیل محبت ییغ هرآن دیلدناوتوزموش فرض ایله عمرون دیلون تزویره تولانساآمان کید و ریائیله بو خلقی آللادان دیلدنویروب دل یاره سی سن خلقی آغلاتما بو دنیادهدوتار بیر گون مادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پندار حکیمی تاريخ: يکشنبه 11 مرداد 1405 ساعت: 23:34

مدافع حرممن شيعه هستم و به تمناي دلبرمگردد فداي عشق علي عمر و پيکرممن شيعه هستم و دم عشق علي زنمنذرش کنم جواني و اين سر و تنممن شيعه هستم و به خدا زار عشق اودر احتياج و تشنه ي ديدار عشق اومن شيعه هستم و ز غلامان قنبرمباشد کنيز حضرت صديقه ماردممن شيعه هستم و به رهش جان فداي امبا اذن حضرت صديقه کربلايي اممن شيعه هستم و به محرم رسيده امبر نوکري  و علم و پرچم رسيده اممن شيعيم فدا ايدرم عشقه جانيميبذل ايلرم بو راهه بو جانيمده قانيميمن شيعيم حسينه گوره زار اولار گوزومزار و بهاري و نمداراولار گوزوممن شادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پندار حکیمی تاريخ: يکشنبه 11 مرداد 1405 ساعت: 23:34

مدح حضرت زينب(سلام الله عليها) ---معرفت کردگار حضرت زينبده ديحکمت و عز و وقار حضرت زينبده ديرمز تولاي يار حضرت زينبده ديذکر قرار و مدار حضرت زينبده ديصبر غم بيشمار حضرت زينبده ديهر نقدر صبر وار حضرت زينبده دي---راه نما صبريدور شمع هدي صبريدورحب و ولا صبريدور نور و ضيا صبريدورراه خدا صبريدور امر خدا صبريدورروحه جلا صبريدور سعي و صفا صبريدورصوم و صلا صبريدور درده دوا صبريدورصبر ديور هر نه وار حضرت زينبده دي---جلوه ي صبر خدا مظهر قل انماشير زن کربلا منبع حجب و حيا شد گهر مصطفي تاج سر مرتضينائب خيراادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پندار حکیمی تاريخ: يکشنبه 11 مرداد 1405 ساعت: 23:34

وقت اولدي او وقتي که شامه اسرا گلدياوغلي ئولن عورتلر باشلاردا قرا گلدياهل حرم مولا دوتموشدي عزا گلديبير طشت طلا ايچره شاه شهدا گلديهر چند فقط سردي اما گنه سرورديبير عالمه رهبردي بو وارث حيدرديسس سالدي او نالانلار احوالي پريشانلارفرياد چکور جانلار «لبيک حسين لبيک»---پيک دم سالار صحراي بلا زينباذن آلدي اماميندن دوردي اياقا زينببير خطبه ي ارزنده قيلدي اولارا زينبسس گلدي سمالردن احسن سنه يا زينبالحق که سن اعلم سن اسراريمه محرم سندلداريمه مرهم سن زهرايِ مجسم سنبانوي حرم زينب پاک و محترم زينبسسلندي اوادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پندار حکیمی تاريخ: يکشنبه 11 مرداد 1405 ساعت: 23:34

ببین یاری ندارم جز تو در خانهتو شمعم باش من هم مثل پروانه به سوزت چون بسوزم تا سحر امشبصبا گوید که بود این بنده دیوانهچنان مستت شوم از می گساری هاکه از دل برکشم چون نعره مستانهچنان گردم به دور اسم زیبایتکه مسجد را کنم مانند بتخانهنه نفرین و نه شکوه از کسی دارمکه من مست می نابم به میخانهچنان مستم که فقر از یاد هم بردمبخوانم از طرب من شعر شاهانهبخر جانا مرا هم چون شهیدانتبیا بنگر به این بد مهربانانهتو بارانی نمی پرسی نشان ها رانظر داری به مسجد هم به میخانهتو بارانی که نشماری قدح ها رابگیر از اشک ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پندار حکیمی تاريخ: يکشنبه 11 مرداد 1405 ساعت: 23:34

یاورم که هستی کاش باورم تو باشیّ وساقی و می و جام و ساغرم تو باشیّ و اف بر این زبان ایکاش تا که زنده ام هر جاحرف اول و حرف آخرم تو باشیّ وچاره ساز مشکل ها نام تو بود، زین پسآنکه نام او هر دم می برم تو باشیّ وصحن تو شد از این رو آیینه در آیینهتا که در حرم هر جا بنگرم تو باشیّ ویک شب دگر ایکاش در میان مهمان هابا من و دو فرزندم در حرم تو باشیّ وگم شوم شبی جانا در حریم تو بینمآنکه می کشد دستش بر سرم تو باشیّ وگفته ای که خواهر را این چنین که خواهرجانافتخار من این است خواهرم تو باشیّ ویاورم تو باشیّ ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پندار حکیمی تاريخ: يکشنبه 11 مرداد 1405 ساعت: 23:34

حرف دلِ، دلتنگ های زیارت:صبح یا عصر که از سمت حرم رد می شی بین رفتن، بین موندن که مردد میشیچشم خود را تو بر آن گنبد زیبا بندازیک نظر هم به حرم از طرف ما بندازبه گلایه... نه، به رسم ادب از نوکر اوبوسه ای زن به حرم نه! به کف معبر اواز من این بیتو برای حرم شاه بخوانچشم بنداز بر آن گند ذیجاه بخوان:«فارغ از عاشق غمناک نمی باید بودجان من این همه بی باک نمی باید بود»---من نه اینکه ز تو و لطف تو غافل باشمبلکه این هستی خود را به تو قائل باشمحرف من حرف که نه، درد دل نوکری استنوکر رو سیهی که خجل نوکری استادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پندار حکیمی تاريخ: يکشنبه 11 مرداد 1405 ساعت: 23:34

حال مرا چه می شود این سحری که مست مستاز همه عقل و دین و جان یک دفعه شسته دست دست نیست بود نیست شود هر که علی دوست نیستهر که در این دایره شد تا به ابد هست هست---ناصر و منصور بود ذکر علی علی علیشعر بود شور بود ذکر علی علی علیبر در جنات، خدا به خط زهرا بنوشت:نور علی نور بود ذکر علی علی علی ---چاره علی دوا علی آدی گره گشا علیذکر علی دعا علی تذکره ی شفا علییرده نه تنها که آدی گوگده ده اعجاز ایلیورشک ایلمه، آل نظره دردیوی سسله یا علیاکبر پورآقاادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پندار حکیمی تاريخ: يکشنبه 11 مرداد 1405 ساعت: 23:34

یاورم که هستی کاش باورم تو باشیّ وساقی و می و جام و ساغرم تو باشیّ و اف بر این زبان ایکاش تا که زنده ام هر جا حرف اول و حرف آخرم تو باشیّ و چاره ساز مشکل ها نام تو بود، زین پس آنکه نام او هر دم می برم تو باشیّ و صحن تو شد از این رو آیینه در آیینه تا که در حرم هر جا بنگرم تو باشیّ و یک شب دگر ایکاش در میان مهمان ها با من و دو فرزندم در حرم تو باشیّ و گم شوم شبی جانا در حریم تو بینم آنکه می کشد دستش بر سرم تو باشیّ و گفته ای که خواهر را این چنین که خواهرجان افتخار من این است خواهرم تو باشیّ و یاورم تو باشیّ و از تمامی دل ها واکنم گره ها را همچو مادرم زهرا شعر:اکبر پورآقا ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پندار حکیمی تاريخ: پنجشنبه 19 آبان 1401 ساعت: 18:56

حرف دلِ، دلتنگ های زیارت:صبح یا عصر که از سمت حرم رد می شی بین رفتن، بین موندن که مردد میشی چشم خود را تو بر آن گنبد زیبا بنداز یک نظر هم به حرم از طرف ما بنداز به گلایه... نه، به رسم ادب از نوکر او بوسه ای زن به حرم نه! به کف معبر او از من این بیتو برای حرم شاه بخوان چشم بنداز بر آن گند ذیجاه بخوان: «فارغ از عاشق غمناک نمی باید بود جان من این همه بی باک نمی باید بود» --- من نه اینکه ز تو و لطف تو غافل باشم بلکه این هستی خود را به تو قائل باشم حرف من حرف که نه، درد دل نوکری است نوکر رو سیهی که خجل نوکری است هرچه که قافیه بر قافیه او بافت، نشد  چون گنهکارتر از او به جهان یافت نشد هر چه باشد تو امیری و منم نوکر تو نشناسم به خدا هیچ دری جز در تو اینک این نوکر بیچاره تو را می خواند از سر دوری تو جای دعا می خواند: «گر ز آزردن من هست غرض مردن من مردم آزار مکش از پی آزردن من» شاعر: اکبر پورآقا ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پندار حکیمی تاريخ: پنجشنبه 19 آبان 1401 ساعت: 18:56

حال مرا چه می شود این سحری که مست مست از همه عقل و دین و جان یک دفعه شسته دست دست نیست بود نیست شود هر که علی دوست نیست هر که در این دایره شد تا به ابد هست هست --- ناصر و منصور بود ذکر علی علی علی شعر بود شور بود ذکر علی علی علی بر در جنات، خدا به خط زهرا بنوشت: نور'>نور علی نور بود ذکر علی علی علی  --- چاره علی دوا علی آدی گره گشا علی ذکر علی دعا علی تذکره ی شفا علی یرده نه تنها که آدی گوگده ده اعجاز ایلیور شک ایلمه، آل نظره دردیوی سسله یا علی اکبر پورآقا ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پندار حکیمی تاريخ: پنجشنبه 19 آبان 1401 ساعت: 18:56

این خاطره را خود حاج اکبر قربانی نقل می کند که در محضر یکی از علمای بزرگ مداحی کردم. در پایان مراسم دیدم مرا صدا کردند و گفتند آقا می خواهند شما را ببنینند. وقتی خدمت ایشان رسیدم دست مبارکشان را روی سادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پندار حکیمی تاريخ: يکشنبه 30 دی 1397 ساعت: 10:07

قسم یکتالیقا یکتادی حیدر ولی الله بی همتادی حیدر جمال حق ز سر تا پادی حیدر هلال لیله ی اسرادی حیدر «علی و عالی و اعلادی حیدر» او قدری سسلرم حیدر جهاندا منه احسن دیه زهرا جناندا که حیدردور هویدا هرادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پندار حکیمی تاريخ: يکشنبه 30 دی 1397 ساعت: 10:07

با ابتکار و نوآوری بسیار عالی و دلنشین استاد قدرت چوپانی و استاد علی بازرگان انجمن شعرای هیأت مکتب الزهرا (سلام الله علیها) هر هفته چهارشنبه شب ها در حال برگزاری است. جلساتی پربار و معنوی که هر هفته بادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پندار حکیمی تاريخ: يکشنبه 30 دی 1397 ساعت: 10:07

صفحه بندی